زمان دیگری، یک مکان جادویی

صدای دوستان انجینⒸ

آندره برتون: «شاید این دوران کودکی است که به زندگی واقعی نزدیکتر می شود».

غبار جادویی مونت سن میشل

مونت سنت میشل جادویی، خاطره کودکی نویسنده اود ماری پاپ
من شما را به یک داستان خاص دعوت می کنم. در این زمان خاص از سال جادوی دل و شگفتی روح کودکی را خاموش نکنیم. این فصل برای خاطراتی مفید است که در اعماق حواس ما حفر شده است. آنهایی را که زیر بالش نگه می داریم تا مطمئن شویم. خاطره ای زنده از دوران کودکی را با شما به اشتراک می گذارم. یک شب در مون سنت میشل. این گوشه کوچک از جهان که بین بریتانی و نرماندی قرار گرفته است، در خلیجی شگفت‌انگیز رو به جزایر کانال لنگر انداخته است. سفری که در اوایل کودکی با پدربزرگم از آن لذت می بردم.
در طول زمستان، درختان برهنه بقایای اسکلت سفید شده خود را بلند می کردند. در انتهای مسیر طولانی طی شده، بادخیز و فراتر از نخلستان های مه آلود، مون سنت میشل با نور کامل خود می درخشید. آنجا ایستاده بود، کار متکثر با سه گانه اش: دریا-آسمان-زمین و به همان اندازه لذت های حسی را در رنگ های بهاری برانگیخت. مونت سن میشل، سنگری از سنگ گرانیت به سبک گوتیک، بر صخره ای که توسط بادها و امواج کوبیده شده بود لنگر انداخته بود، با تیری که به سوی آسمان داشت، محکم ایستاده بود.
او که از نفوذ معنوی قرون وسطی سرچشمه گرفته بود، در طول کریسمس غبار جادویی را آزاد کرد و رمز و راز را زنده کرد. این گالیور درخشان ما را مانند نهنگ در پینوکیو بلعید.
در صعود به ابی، پدربزرگم عبور از باغ ها را برای مست شدن از عطر درختان سوزنی برگ ترجیح داد. درختان صنوبر عطرهای خود را تقطیر کردند و با هزاران آتش آراسته شدند، درخشش های اسرارآمیز بر دیوارها نمایان شد. باران غبار طلا سایه‌های غول‌پیکر آنها مرا تشویق می‌کرد تا خود را به پدربزرگم بچسبم و دستکش کوچکم را محکم‌تر به دستکش ببندم.
همانطور که راه می رفتیم، جادوی جشن های پایان سال را به اشتراک می گذاشتیم. آن غروب چشمانم لرزید. نگاه من از کشف حیوانات خیالی که توسط طبیعت در این دهکده باستانی شکل گرفته بود، باز نشد. ذهن و روح من جای دیگری بود. می‌توانستم زنگ‌ها و صدای آواز را از دور بشنوم، با رایحه‌های دارچین، میخک، پرتقال و شراب آب‌پز که از کوچه‌های قرون وسطایی می‌گذرد.
این خاطره از پدربزرگم که به من آموخت این همه شادی های کوچک را پرورش دهم، برایم می ماند. انجین عزیز، عزیز دوستان: بهترین آرزوها را برای شما و عزیزانتان دارم و برای شما جادوی این غبار خاص مون سن میشل را آرزو می کنم.
اود ماری پاپ
پاریس، فرانسه

پیام در یک بطری [فضای مجازی]

صدای دوستان انجینⒸ

مایلز دیویس: "من فکر می کنم بهترین صدا در جهان صدای انسان است."

داستان نه چندان محرمانه من

جلد آلبوم راز داستان c1992
پت متنی©

برای شنیدن یک کلیپ روی "پخش" کلیک کنید

Fareen: خالق، رویاپرداز، داستان سرا، کارآفرین،
هنرمند، مادر، خوش بین، انجام دهنده، خواهر سرباز
یک چیز هست که امیدوارم به انگین بیگ برسم.

داستان رازآلود. من مالک آن در چهار قاره، چندین کشور بوده‌ام و از زمان انتشار آن هر بار با آن سفر کرده‌ام. یادم می آید وقتی آلبوم منتشر شد برای دیدن این تور بلیط کنسرت را خریدم. در آنجا، روی پتویی زیر ستارگان خنک شب نشسته بودند، تمام جمعیت با هنرمندی باشکوه آقای متنی و گیتار 27 سیم او یکپارچه به هم پیوستند. این کاری است که تو انجام داده ای انگین بی، با این تفاوت که جمعیتی پر از علاقه مندان به موسیقی نیست - مردم از هر گوشه ای از جهان، فراتر از مرزها، متحد شده اند. شما.

داستان رازآلود، مجموعه ای از موسیقی های یکی از متنوع ترین نوازندگانی است که تا به حال شناخته ام. پت متنی که به درستی شناخته شده است، برنده 20 جایزه گرمی، همه در 12 دسته مختلف است. دوست دارم شما، انگین آکیورک، این آلبوم اثیری و در عین حال التقاطی را که با همکاری گروه‌های ارکسترال متعددی ساخته شده است، تجربه کنید، علیرغم اینکه به عنوان یک آلبوم جاز معاصر شناخته می‌شود. خیلی بیشتر از آن است.

افتتاحیه یک آهنگ معنوی کامبوجی را به نمایش می گذارد که بسیار زیبا است و نمی توانم تعداد دفعاتی را بشمارم که فوراً، تقریباً به نشانه، من را وارد حالتی از آرامش و تمرکز صلح آمیز کرده است که در آن لحظه به آن نیاز داشتم. من چندين مايل در امتداد سواحل اقيانوس آرام، اقيانوس اطلس، اقيانوس هند و هر يك از درياچه هاي بزرگ در ميشيگان را با غلتک گذرانده ام. این سفر موسیقی حتی با من به اروپا هم سفر کرده است. به نظر من گوش دادن به هر تراک همانطور که در نظر گرفته شده است، به ترتیب درستش لذت بخش ترین شکل است. یک بار، من تمام بدنام را رانندگی کردم مسیر 66 و از زادگاه Metheny - Lee's Summit، میسوری گذشت. ما ایستادیم و در مقابل تابلوی جاده عکس گرفتیم، به شکل معمولی "مد پوشش آلبوم".

من روی آورده ام داستان رازآلود در مورد روابط از دست رفته، لحظات شاد، مواقع غم و اندوه شدید یا درست زمانی که به یک نفس انفرادی از تأمل نیاز داشتم. گاهی اوقات، این آلبوم برای هیچ یک از اینها نیست - بلکه فقط برای پاک کردن افکار، نفس کشیدن و مراقبه است. برای بسیاری از دوستان انگین آکیورک که این را می خوانند، برای شما طنین انداز خواهد شد، زیرا ما اغلب در مواقع شادی، غم و اندوه، تنهایی لحظه ای - یا فقط برای نفس کشیدن راحت و "بازنشانی" با لبخند به انگین بی مراجعه می کنیم.

من فکر می کنم این موسیقی چیزی است که با توجه به احساس آرامش شدید و طبیعت تیزبین شما از آن لذت خواهید برد و قدردانی خواهید کرد. تو، انجین بی، مطمئنم این آلبوم را به اندازه من در این سالها دوست خواهی داشت.
فرین ای.
میشیگان، ایالات متحده آمریکا